افزایش میل پسران به ازدواج موقت

.
ازدواج موقت

ازدواج پدیده‌ای است اجتماعی و كمتر كسی پیدا می‌شود كه حاضر به ازدواج نباشد شاید زمان ازدواج دست خوش تغییراتی شود اما این امر تقریباً برای تمامی افراد جامعه امری عادی محسوب می‌شود. بررسی‌های صورت‌ گرفته توسط جامعه‌شناسان نشان می‌دهد كه افزایش سن ازدواج بیشتر روی دختران تأثیر نامطلوب خواهد گذاشت تا پسران. مردان به دلیل آنكه انتخاب‌گر هستند، در هر سنی كه تصمیم به ازدواج بگیرند این اقدام با كمی تأخیر عملی خواهد شد اما برای دختران اجرای این تصمیم با مشكلاتی همراه خواهد بود كه گهگاهی به دلیل بالارفتن سن فرد، خواسته آنان اجرایی نمی‌شود.

بنا به اظهارات شهلا کاظمی پور دغدغه‌هایی از قبیل ادامه تحصیلات و داشتن شغل مناسب كه شخص را برای ازدواج بهتر ترغیب می‌كند در صورت عملی نشدن ازدواج باعث سرخوردگی شخص می‌شود. گرایش به ادامه تحصیلات برای داشتن همسری با شرایط ویژه دایره انتخابات شخص را محدودتر خواهد كرد و همین شخص ممكن است با مردی كه از نظر سنی با او هماهنگی داشته اما به دلیل داشتن سطح تحصیلات پایین‌تر، حاضر به ازدواج نباشد و این می‌شود یك دغدغه فكری كه سرآغاز بحران خواهد بود.

کاظمی پور معتقد است: «ترغیب و تشویق جوانان به امر ازدواج برای آنانی كه می‌خواهند برای همیشه مجرد زندگی كنند وظیفه مصلحان جامعه است. انسان برای زندگی اجتماعی آفریده شده است و نیاز به همراه دارد. شاید در مقاطعی از زندگی میل به ازدواج در شخص دست خوش تغییرات شود اما انسان برای زندگی انفرادی آفریده نشده است. در سال‌های نخست جوانی احساس تنهایی حس نمی‌شود اما به مرور فرد نیاز به داشتن خانواده را در خود به شدت احساس می‌كند.»

به گفته صاحب‌نظران اگر روابط جنسی منوط به ازدواج باشد ازدواج در اصل قرار خواهد گرفت در غیر این صورت ازدواج شرط اول به حساب نخواهد آمد.

محاسبات صورت گرفته از سوی این جامعه‌شناس مشخص می‌كند كه در سال 85 جمعیت زنان مجرد هرگز ازدواج نكرده 35 سال به بالا، سیصد و هشت هزار نفر بوده كه شاید از این جمعیت تنها 10 درصد از آن‌ها تمایلی به ازدواج نداشتند و مابقی فرصت ازدواج را به دست نیاورده و در تجرد باقی مانده‌اند

به گفته معاون پژوهشی مركز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه، شاید نبود امنیت شغلی مناسب، تورم، هزینه‌های كمرشكن زندگی از دلایل گریز جوانان از ازدواج است اما عمده‌ترین علت آن بالارفتن سطح توقع و زیاده‌خواهی دختران مجرد است و این باعث می‌شود كه مردان برای ارضای نیاز جنسی خود تن به روابط فرا زناشویی یا ازدواج موقت دهند.

کاظمی پور می‌افزاید: «برخی از پسران برمجرد ای ارضای نیاز جنسی به زنان مطلقه و بدون همسر گرایش پیدا می‌كنند و برای مشروعیت بخشیدن به این رابطه تن به ازدواج موقت می‌دهند و پس از امکان بپری كردن مدت زمان مشخص و فراهم كردن یك زندگی دایم تصمیم می‌گیرند ازدواج كنند.»

شاید شرایط اقتصادی نامطلوب پسران را نسبت به امر ازدواج سردتر می‌كند اما از نگاه این جامعه‌شناس، زیاده‌خواهی دختران و خانواده‌های آن‌ها عمده‌ترین دلیل برای عدم ازدواج است كه همین مسئله به مرور زمان و با افزایش سن به عنوان بحران و دغدغه به حساب خواهد آمد. به گفته جامعه‌شناسان، عملكرد ضعیف وسایل ارتباط جمعی و نپرداختن به مسایل و مشكلات پیش از ازدواج جوانان و پاک کردن صورت مسئله به جای حل آن، به تصویر كشاندن زندگی تشریفاتی در ابتدای زندگی مشترك و تبلیغ زندگی ساده و نسخه‌پیچی برای جوانان، ارایه ندادن راهكارهای اساسی برای حل معادلات اقتصادی، رواج فرهنگ غربی و تضاد آن با عملكرد خانواده‌ها هنگام ازدواج و تغییر فرهنگ غنی ایرانی از دلایل سبب‌ساز بحران ازدواج در كشور است.

دوستی های قبل از ازدواج - جوان

 


لازمه ى دوام و استحكام زندگى، عشق است و عشق جز با آموزش و تجربه هاى متعدّد و ایجاد روابط حاصل نمى شود; لذا دختر و پسر باید قبل از ازدواج تمرین عشق كنند تا بتوانند زندگى سرشار از عشق را تدارك ببینند.

دوستی های قبل از ازداوج

این روزها هر کس به نوعی سعی دارد تا نسخه ای بپیچد که ازدواج ، پیوندی ناگسستنی باشد و افراد بعد از تشکیل خانواده کنار هم بمانند اما گروهی می گویند در صورتی زن و شوهر خوشبخت می شوند که قبل از ازدواج رسمی عاشق هم بوده و تجربه ی ارتباط با هم را نیز داشته باشند.اما آیا چنین حرفی صحیح است؟

بدون تردید در همه ى مرام هاى اجتماعى جهان، این نتیجه حاصل شده است كه خانواده باید محفوظ و محترم بماند و زن و مرد باید دل بسته و وفادار به یك دیگر باشند تا آشیان دلپذیرى براى فرزندان خویش بنا كرده، با تربیت آن ها آینده ى جامعه خویش را ترسیم كنند; در نتیجه رشد و پویایى فرد و جامعه و فرهنگ، مبتنى بر استحكامِ كانون خانواده مى باشد و بدیهى است، هر چیزى كه سبب تحكیمِ پیوند خانوادگى و ایجاد صمیمیّت و یك دلى زن و شوهر گردد، خوب و پسندیده بوده، هر آنچه باعث سستىِ روابط آن ها و موجب دل سردى شود، به حال زندگىِ خانوادگى زیانمند است.

روابط آزادانه ى دختر و پسر پیش از ازدواج، جداى از آن كه موجب ایجادِ عشق حقیقى و پاك نمى شود، خود خیانتى به عشق مقدّس است كه سبب تنوّع طلبى گردیده و انتخاب همسر به ویژه در پسران را مشكل مى سازد.

«ویل دورانت» در این باره مى گوید:

... مرد، نگران و مضطرب است كه مبادا كسى پیش از او زنش را تصرّف كرده باشد، ولى این نگرانى و اضطراب در زن كم تر است.

روابط آزادانه ى دختر و پسر پیش از ازدواج، جداى از آن كه موجب ایجادِ عشق حقیقى و پاك نمى شود، خود خیانتى به عشق مقدّس است كه سبب تنوّع طلبى گردیده و انتخاب همسر به ویژه در پسران را مشكل مى سازد

پسرى كه قبل از ازدواج با افراد زیادى ارتباط داشته است، به هنگام ازدواج، به هر دخترى كه نظر كند، مى پندارد او نیز با پسرهاى متعدّدى ارتباط داشته و پاك و عفیف نیست.

حال اگر جوانى با تجربه هاى قبل از ازدواج بخواهد كانون عشقى برپا كند و خانواده اى تشكیل دهد، اوّلین مشكل، بعد از رهایى از ناكامى گذشته و بدنامى، آرامش روانى بر باد رفته و دل گمشده ى اوست.

از كجا معلوم بتواند از همه ى لذتّ ها و زیبایى ها چشم بسته، به همسر خویش چشم امید داشته باشد و دل از هر چه غیر اوست رها سازد و دل باخته اش گردد.

دوستی های قبل از ازداوج

چگونه مى تواند آثار ناكامى گذشته را محو كند و محدودیّت آینده را پذیرا باشد و حرمت چشم و دل را در زندگى زناشویى محترم دارد؟ چنین فردى در زندگى زناشویى و ارضاى كامل جنسى مشكل دارد و در تشویش و اضطرابى خسته كننده به سر مى برد و به قول «ویل دورانت»:

فساد پس از ازدواج، بیش تر محصول عادات پیش از ازدواج است... (كه) در زیر عوامل سطحى طلاق، نفرت از بچه دارى و میل به تنوّع طلبى، نهان است.

میل به تنوع گرچه از همان آغاز در بشر بوده است، ولى امروزه به سبب اصالت فرد در زندگى نو و تعدّد محركات جنسى در شهرها و تجارى شدن لذّت جنسى، ده برابر گشته است.

 

ماهیت دنیا

چون دنیا را عشرتکده می دانیم رنج ها را نمی فهمیم

وابستگی به دنیا

من می‌گویم چرا آن را سوزاندی، چرا جانش را گرفتی و یا چرا این را شکستی، چرا پدرش را بردی، گویا من به این ها مهربان‌ترم و یا از اینها آگاه‌ترم، در حالی که لک الخلق و الامر؛ آفرینش و فرماندهی از توست. تبارک الله رب العالمین.

ما این دنیا را عشرتکده حساب می‌کنیم و منزل خویش می‌شناسیم و این است که رنج‌ها را نمی‌فهمیم. ما داده‌ها را ملاک افتخار می‌دانیم و این است که با داشتن‌ها سرخوشیم و با از دست داد‌ن‌ها سر به زیریم. ما با این محدودیت و با این دید، می‌خواهیم با او که تمام هستی را در دست دارد، مباحثه کنیم و می‌خواهیم در کلاس اول و در روز اول این کلاس تمام اسرار فیزیک عالی را یک‌جا کشف کنیم و می‌خواهیم با این دست شَل، این بارهای سنگین را برداریم و معلوم است که می‌مانیم.

انسان با توجه به خودش و آنچه برای تربیت او شده می‌تواند این محدودیت را بفهمد و آن احاطه را بشناسد.آنچه تا دیروز عشق ما بود، امروز نفرت ماست و آنچه تا دیروز امید ما بود امروز ترس ماست.

انسان با این دیدار از خودش به کارهای دقیق و نقشه‌های حساب شده او می‌رسد که چگونه او را پیش برده و در زمان حرکت داده و در زمان ساخته است.

و این است که در این جایگاه می‌نشیند و پس از آن همه یأس و وحشت و پس از آن همه امید و طلب به این مرحله می‌رسد که هستی در دست توست و تو تنها مدیر و کارگزار آن هستی؛ انت الفاعل لما تشاء؛ و بر تو هیچ اعتراضی نیست و بر تو هیچ نزاعی نیست. تو غنا و کرامتی و ما فقر و رذالت. ما از تو می‌خواهیم در حالی که اگر بدهی یا محروم کنی بر تو اعتراضی نیست و با تو حرفی نیست.